كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
697
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يَوْمَئِذٍ آن روز لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ * سود ندارد شفاعت كسى كسى را إِلَّا مَنْ أَذِنَ مگر آن را كه دستورى دهد لَهُ الرَّحْمنُ مر شفاعت او را خداى وَ رَضِيَ لَهُ و بپسند و براى وى قَوْلًا سخن شفيع را يَعْلَمُ مىداند خداى ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ آنچه پيش آدميانست از امور آخرت وَ ما خَلْفَهُمْ و آنچه از پى ايشان است از كار دنيا وَ لا يُحِيطُونَ و احاطه نمىتوانند كرد جميع عالميان بِهِ بذات خداى عِلْماً از جهت دانش يعنى ذات الهى معلوم نگردد زيرا كه مقتضاى او عدم احاطه علم است به دو و حقيقت علم احاطه است بمعلوم و كشف او بر سبيل تميز از غير او پس احاطه نمودن علم چيزى را كه ذات او مقتضى عدم احاطه است به دو ممتنع باشد چه زوال ذاتيات و قلب حقائق روا نيست و عدم احاطه به دو ، نه از قصور نسبت علميه و نقصان آنست بلكه از كمال ذات متعالى و بىنهايتى اوست نظم كجا دريابد او را عقل چالاك * كه بيرون است از سرحد ادراك تماشا مىكن اسما و صفاتش * كه آنگه نيست كس از كنه ذاتش وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ و خوار و فروتر شوند اصحاب رويها يعنى روز حشر همه مردمان ذليل و خاشع باشند لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ مر خداى زنده و پاينده را همچون اسيران در دست اميران و گويند مر او مشركان و مجرمانند وَ قَدْ خابَ و به درستى كه بىبهره ماند و نوميدى كشيد مَنْ حَمَلَ ظُلْماً هر كه برداشت ظلم را يعنى بار شرك برگرفته بموقف حشر آمد وَ مَنْ يَعْمَلْ و هر كه بكند مِنَ الصَّالِحاتِ بعضى از كارهاى ستوده وَ هُوَ مُؤْمِنٌ و حال آنكه مؤمن باشد چه در صحت طاعات و قبول خيرات ايمان شرط است لا جرم هر مؤمنى كه عمل نيكو كند فَلا يَخافُ پس نترسد در ان روز ظُلْماً از ستم و بيداد كه زيادتى سيئات است وَ لا هَضْماً و نه از كسر و شكست كه نقصان حسنات است يعنى نه از حسنات مؤمن چيزى كم كند و نه بر سيئات وى افزايد وَ كَذلِكَ و همچنانكه منزل ساختيم اين آيات متضمنه مر وعيد را أَنْزَلْناهُ فروفرستاديم كتاب را قُرْآناً عَرَبِيًّا قرآنى بلغت تازى وَ صَرَّفْنا و مكرر گردانيديم فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ درو از آيات وعيد چون ذكر طوفان و رجفه و صيحه و خسف و مسخ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ شايد كه بپرهيزند مشركان و بترسند از آنكه مثل آنها بر ايشان فرونيايد أَوْ يُحْدِثُ يا تجديد كند قرآن لَهُمْ ذِكْراً مر ايشان را پندى چون استماع وى كنند -